
ساخت پاسارگاد به عنوان اولين پايتخت شاهنشاهي هخامنشي مهمترين گواه بر تولد و رشد سريع يک قدرت جديد بود. کوروش بزرگ به سال 550ق.م دولت ایرانی هخامنشی را بنیان نهاد و پاسارگاد را به عنوان اولین پایتخت خود انتخاب کرد که دشتی بود پهناور و خرم که از رود پلوار سیراب می شد. آثاری که در این خطه دلگشا به جای مانده عبارتند از: آرامگاه کوروش، ( که در دوره اسلامی محترم مانده و به مقبره مادر سلیمان مشهور شده ) و برج سنگی معروف به زندان سلیمان (که احتمالاً آرامگاه کمبوجیه بوده ) و بخشی از بنا و استحکامات بلای تل تخت موسوم به تخت سلیمان و کاخ بارعام و کاخ نشیمن و کاخ دروازه (که بر جرزی از آن نقش انسان بالدار است) و دو تک بنا و همچنین آثار یک پل و آب نماهای گلگشت یا فردوس کوروش. پاسارگاد تا زمان آخرین پادشاه هخامنشی به عنوان یک مکان مقدس مورد احترام بوده و مراسم تاجگذاری پادشاهان در آنجا برگزار میشد. در دوره اسلامی به علت عظمت سنگهای بکار رفته در این مجموعه های این مکان، بناهایش را به سلیمان نبی نسبت دادهاند و خود پاسارگاد هم بنام مشهد ام النبی یا مشهد مادر سلیمان معروف گشت. این مجموعه، ششمین مجموعه ثبت شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که در نشست یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به دلیل دارا بودن شاخصهای فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.
پاسارگاد جلگه ای است مرتفع که در شمال غربي استان فارس، در دامنه تپه ها و كوه هاي منشعب از رشته کوه های زاگرس واقع شده است. شكل آن به مستطيلي مي ماند كه درازای آن در جهت شمال و جنوب حدود 17 کیلومتر و پهنای آن در جهت شرق و غرب حدود 7 کیلومتر است. در بخش شمالی دشت پاسارگاد، شهر قادرآباد و مرغاب همجوار با کوه تنگ حنا در دامنه تپه ماهوریها قرار گرفته است. بخش شرقی را کوههای آهنپزان و دوزاغون و جنگلهای پسته وحشی (بنه) در بر گرفته اند. سمت غرب دشت نیز به وسیله رشته کوه بلند موسیخانی، تپهماهوری ها و جنگل چاهبید محصور شده است. در جنوب کوههای کوچک و تنگ کوهستانی بلاغی است که کوتاهترین مسیر میان دشت پاسارگاد و منطقه کمین است. رود پلوار تنها رود دائمی منطقه است که از نزدیکی قصر یعقوب و خرمی در 40 کیلومتر شمال پاسارگاد سرچشمه میگیرد و پس از آبیاری دشت پاسارگاد و کمین در نزدیکی پل خان مرودشت به رود کر میپیوندد و در پایان به دریاچه بختگان میریزد. به دلیل وجود این رود، جلگه پاسارگاد هميشه بارورو منزلگاه اقوام مختلف بوده است. در زمان هخامنشيان رودخانه پلوار را ظاهراً رود مادي مي ناميدند، زيرا يونانيان از آن به عنوان رود مدوس ياد كرده اند. در محدوده دشت پاسارگاد روستاهای مادرسلیمان، کردشول، ابوالوردی، مبارکآباد و دهنو وجود دارند که به صورت جدا از هم در سطح دشت قرار گرفته اند. در مرکز دشت مجموعه پاسارگاد قرار گرفته که یکی از با ارزشترین و مهمترین محوطه های تاریخی- فرهنگی کشورمان به شمار می آید. این مجموعه به دلیل ویژگیها و شاخصه های معماری، هنری و شخصیت سازنده آن (کوروش بزرگ) در شهریور ماه سال 1310 با شماره 19در فهرست آثار ملی جای گرفت. مجموعه پاسارگاد از چندین آثار و بنا تشکیل شده که به صورت تک بنا در قسمت مرکزی دشت پاسارگاد ساخته شده اند. کاخ های دروازه، بارعام، اختصاصی، برج سنگی، استحکامات تل تخت، آب نماهای باغ شاهی، پل، کوشکها، محوطه مقدس، کاروانسرای مظفری و سرانجام آرامگاه کوروش از جمله آثار شاخص مجموعه پاسارگاد هستند. تمام بناهای پاسارگاد درون پردیس زیبایی قرار داشته که به وسیله جوی های سنگی آبیاری می شده اند. دسترسی به پاسارگاد دسترسي به اين منطقه از طريق جاده فرعي منتهي به محوطه پاسارگاد، در فاصله 15 كيلومتري از سعادت شهر و عمود بر جاده اصلي شيراز ـ اصفهان امکان پذیر است. اين جاده فرعي به طول حدود 4 كيلومتر به محوطه منتهي ميشود. ابتدای جاده به طول حدود یک کیلومتر که زیباترین بخش مسیر دسترسی به شمار می آید. با وجود درختان بلند و کهنسال که در دو طرف جاده قرار گرفته اند، چشم انداز زیبا و جذابی را ایجاد کرده است که در فصل های مختلف جذابیت های خاص خود را داراست و با کشش بصری مضاعفی ناظر را به سمت جلو هدایت می کند. منطقه پاسارگاد در بخش شمالی استان فارس قرار دارد. این منطقه به صورت جلگه ای مرتفع به شکل مستطیل است که نزدیک به 1850 متر از سطح دربا ارتفاع دارد. نام پاسارگاد بر اساس مدارک و شواهد موجود نام پاسارگاد براي نخستين بار در دوره هخامنشي مطرح مي شود و از لحاظ مکاني به دشتي اطلاق مي شود که کوروش بزرگ به عنوان مرکز فرماندهي خود برگزيد و در آنجا اقدام به ساخت بناها و کاخهايي نمود. اين نام از قبيله پاسارگادي گرفته شده که نجيب ترين و بزرگترين قبيله پارسي به شمار مي رفت. اين نام از زمان کوروش بزرگ تاکنون تنها اين دشت را در بر مي گيرد و هيچ گونه مدرک و شواهدي به دست نيامده که جاي ديگري به اين نام وجود داشته باشد . تنها از آغاز تا ميانه دوره اسلامي است که بنا برتفکرات مسلمانان نام دشت پاسارگاد به عنوان دشت مرغاب يا مشهد ام النبي و آرامگاه کوروش به عنوان گور مادر سليمان يا مشهد مادر سليمان مطرح مي شود . اما از دويست سال پيش تا کنون و با ورود سياحان و متفکران غربي به ايران و خوانده شدن خطوط ميخي فارسي باستان است که دوباره نام پاسارگاد زنده مي شود و ثابت مي شود که مشهد مادرسليمان همان آرامگاه کوروش است و دشت مرغاب يا کالان نيز همان دشت پاسارگاد باستان است . اين موضوع بر اساس مدارک و شواهد موجود که شامل نوشته هاي مورخين، جغرافي دانان، سرداران يوناني و کتيبه ها از جمله بيستون مي باشد به اثبات رسيده است . منابع اول شامل نوشته هاي يونانياني است که به همراه اسکندر يا مدتي بعد از آن به ايران آمدند و مدت زماني را در ايران به سر برده اند .نخستين کسي که از نام پاسارگاد ياد کرده هرودوت مي باشد که مهمترين طايفه پارسي را پاسارگادي مي داند. کتزياس پزشک يوناني داريوش دوم و اردشير دوم هخامنشي نيز که مدتها در ايران زندگي کرده و با نام پاسارگاد آشنايي کامل داشته در يک جا نوشته است که کوروش در پاسارگاد بر آخرين پادشاه ماد پيروزي يافت. پس از وي آريستبولوس از ياران اسکندر که همراه وي بوده مي گويد که اسکندر گنج پاسارگاد را تاراج کرد و نيز مي گويد که وي در راه بازگشت از کرمان به سوي پاسارگاد که آرامگاه کوروش در آنجاواقع بود، رفت .استرابو جغرافي دان سده اول ميلادي نيز بر اساس نوشته هاي پيشينيان از پاسارگاد ياد کرده و در جايي مي گويد که ايرانيان کاخهاي شوش را باشکوه مي سازند، ولي بناهاي پارسه شهر و پاسارگاد را بسيار محترم و بزرگ مي دانند ،چراکه اين دو شهر خاستگاه آنان است. از ديگر کساني که يا به پاسارگاد سفر کرده اند و يا بر اساس نوشته ها و گفته هاي ديگران از پاسارگاد ياد کرده اند مي توان از نيکلائوس دمشقي، پليانوس، پلوتارخوس و استفانوس بيزانسي نام برد که در نوشته هاي آنها نام پاسارگاد آمده است .که به صورت (پاسارگاد،پازارگاد، پرسه گد ، پسّرگاد) آورده شده است. پروفسور ريچارد فراي ايران شناس مشهور آمريکايي معتقد است که پاسارگاد محلي است که کوروش بزرگ بر آستياگ آخرين پادشاه ماد پيروز شد و پاسارگاد را به افتخار اين پيروزي بنيان نهاد و در آنجا اقدام به ساخت کاخها و بنا هايي نمود. پاسارگاد در دوره کوروش به عنوان اولين پايتخت و شهر پارسي امپراتوري هخامنشي به شمار مي آيد که پس از کوروش نيز همچنان مورد توجه و داراي اهميت زياد بوده است. پس از ساخت ديگر مراکز هخامنشي همچون پارسه و شوش، مراسم آييني و تاجگذاري شاهان هخامنشي در پاسارگاد انجام مي شده است. پس از هخامنشيان پاسارگاد همچنان موقعيت خود راحفظ کرد و براي مدتي که سلوکيان در ايران بودند محل استقرار آنها بوده و پس از آنها در زمان فرمانروايان محلي فارس (دوره اشکاني)و ساسانيان مورد توجه بوده است. پس از ورود اسلام به ايران، به دليل آگاهي نداشتن از نام پاسارگاد و تحولي که در فرهنگ و وضعيت اجتماعي پيش آمد آرامگاه کوروش به عنوان مشهد مادر سليمان و دشت پاسارگاد نيز، دشت مرغاب نام گرفت . از جمله ابن بلخي در کتاب فارسنامه خود، 500 هجري قمري در اين باره مي نويسد: (نزديکي گور مادرسليمان است. طول آن چهار فرسنگ است اما عرض ندارد مگر اندکي و گور مادرسليمان از سنگ کرده اندخانه چهارسو........)از ديگر مورخان دوره اسلامي حمد الله مستوفي است که در سال 740 هجري قمري همان مطالب ابن بلخي را آورده است.از ديگر منابع مهم در رابطه با نام پاسارگاد به کتيبه داريوش در بيستون مي توان اشاره کرد که اولين کتيبه فارسي باستان است که در آن نام پاسارگاد آورده شده، در اين کتيبه و در ستون سوم آن داريوش مي گويد که ( وهيزدات ـ يکي از ياغيان) سر به شورش آورد و با وي جنگ در گرفت. پس از آن وي باسپاه کم گريخت و رهسپار (پ ئي شي يا ووادا- پاسارگاد ) شد. در اين کتيبه چند بار نام پاسارگاد و کوهي که نزديک آن است آورده شده. منبع و مدرک مهم ديگري که نام پاسارگاد در آن آورده شده نقشه اي است که در ناحيه تبت چين کشف شده است.در سال 1960 ميلادي واژنامه تبتي (شانگ شونگ) در دهلي به چاپ مي رسد که داراي نقشه اي از جهان مي باشد .که کره زمين را به صورت چهار گوش رسم کرده که دور آن را آب فرا گرفته است . در داخل آن ،تصاوير ذوزنقه و مستطيل هاي کوچک رسم شده و نام هر کشور در آن آورده شده است . در اين نقشه و در مرکز آن نام پاسارگاد به عنوان مرکز جهان آورده شده که حدس زده مي شود اين نقشه در دوره هخامنشي رسم شده باشد . اين نقشه از مهمترين مدارک خارجي مربوط به نام و جايگاه پاسارگاد مي باشد. بر اساس اين مدارک و شواهد و همچنين بررسي هاي باستان شناسي که در دشت پاسارگاد انجام گرفته است چندين محوطه مهم از دوره هخامنشي شناسايي شده که نشان مي دهد علاوه بر اينکه اين دشت محل فرمانروايي و زندگي کوروش بزرگ و ديگر شاهان هخامنشي بوده شهری نیز بنا شده که عده زيادي از مردم در اين دشت ساکن بوده و زندگي مي کرده اند.سازندگان پاسارگاداز گواهیهایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده اند، مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ می دانسته اند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر می شود. اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخهای دروازه، اختصاصی و بار نشان می دهد که مشخص می شود طراح همه یکی بوده و آن کاخها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بوده اند. دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاه های آن سه کاخ بیانگر آن است که آنها با کورش ارتباط داشته اند. سوم، نوع معماری و به خصوص شیوه سنگتراشی و بستهای پاسارگادی قدمتی هر چند کوتاه برمعماری تخت جمشیدی را که ازآغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد، نشان می دهد و بویژه در نقوش، که از سنت های کشورهای مختلف گرفته شده اند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفته اند (آن چنان که در تخت جمشید مییابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیه ای و ایونیه ای به ویژه در نوع تراش سنگ ها و ابزار و آلات سنگ تراشی و نشانه های سنگ تراشان پیداست. بنابراین شکی نمی توان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شده اند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فرانتس هاینریش وایسباخ تصور می کرد)..پیشینه سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بوده است. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایه سنت،کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقه ای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزیهای دیگری چون چیرگی بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی سپس به دست پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) استوار و گسترش یافت. از کوروش در عهد عتیق به عنوان آزادی دهنده بابل و کسیکه یهودها را از تبعید باز گردانده یاد شده است. در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را شکست داد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسله ای برجای ماند. به گفته نویسندگان باستانی، مانندهرودوت و آریان (گزنفون)، اسکندر آرامگاه کوروش را گرامی شمرده و آن را بازسازی نمود. در دوره های پسین، از تل تخت همچنان به عنوان یک دژ بهره برداری می شد، حال آن که کاخها رها شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سده هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده می شد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سده دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سده چهاردهم از آن استفاده میشد. این محوطه توسط مسافرین طی سده ها بازدید شده، که با عث ازدست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته است. طبق نوشته های هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بوده اند که در پارس اقامت داشته اند وسرسلسله آنها هخامنش بوده است. نامدارترین سرکرده اتحادیه قبائل پارس در نیمه قرن۷ پمچیشپیشدوم است که تا سال۶۴۰پ.م ریاست قبائل پارس را در دست داشت. اوچیشپیشپورکوروش پور کمبوجیه پور چیش پیش پور هخامنش بود، که همه شان سرکردگان قبائل پارس بودند. اگر برای هر کدام از اینها حدود ۴۰ سال در نظر بگیریم، می توان گفت که در زمانی که پارسها در منطقه پارس واییادشده در سند آشوری (یعنی سال۸۳۴پم) اقامت داشته اند، ریاستشان در دست هخامنش بوده است.هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به هخامنش می رساندند که سرکرده طایفه پاسارگاد از طایفه های پارسیان بوده است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اینرو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می دانند.به قدرت رسیدن پارسیها و دودمان هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ قبل از میلاد) یکی از رویدادهای برجسته تاریخ باستان است. اینان دولتی بنیان گزاری کردند که جهان باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر چیرگی خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می دانند. ارزشمندترین سنگ نوشته هخامنشی ازدیدگاه تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سالهای فرمانروایی اش که سختترین سالهای فرمانروایی وی نیز بود، به طور موشکافانه روایت میکند. این سنگنوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذکور درباره شخصیت کوروش هخامنشی آمده است که: همه نشانهها بیانگر آنست که هدف کوروش از جنگ و کشور گشایی ایجاد یک جامعه جهانی برپایه امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بوده است. کوروش در لشکرکشیها و پیروزی هایش با کشورهای مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و عناصر حکومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا کرده مطیع و منقاد خویش ساخت. کوروش بزرگ با ایمان استواری که به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام می داد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده بود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.شایان ذکر است که پاسارگاد نام یک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده که مورد علاقه و توجه جهانیان بویژه علاقهمندان به میراث ملل می باشد، بر این مبنا استانداری و وزارت کشور بعد از تصمیم به ایجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و یاد پاسارگاد در سطح ایران و جهان ترجیح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جدیدالتأسیس قرار دهد.از طرف دیگر بانیان احداث مجموعه پاسارگاد، دولت هخامنشی بوده است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری با تأسیس بخش هخامنش در برجستهتر نمودن آثار کوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان داده است چرا که فرزندان هخامنش پس از کسب قدرت و تشکیل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئیس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری کرده اند و این امر نشان دهنده احترام و جایگاه بلند هخامنش در بین قبائل پارس بوده است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری فارس با نکته سنجی و ظرافت تمام این مسئله را مورد توجه قرار داده اند.معرفی بناهای مجموعه میراث جهانی پاسارگادآرامگاه کوروش بزرگاین بنا آرامگاه نخستین منادی آزادی و حقوق بشر، کوروش بزرگ است که همانند گوهری در میان دشت پاسارگاد خود نمایی می کند. کوروش بزرگ به سال 599 پیش از میلاد در سرزمین پارس به دنیا آمد. پدرش کمبوجیه یکم از شاهان محلی پارس و مادرش ماندانا دختر آستیاک آخرین پادشاه ماد بود. کوروش در سال 550 پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را پایه گذاری کرد. قلمرو این امپراتوری در اوج قدرت خود از مشرق تا کرانه های رود سند و از مغرب تا یونان و مصر گسترده بود. در سال 538 پ م کوروش، بابل را فتح کرد و در این اینجا بود که بیانیه حقوق بشر خود را به صورت استوانهای گلین تدوین نمود و فرمان آزادی و برابری را صادر کرد. وی پس از سالها تلاش جهت توسعه و پیشرفت کشور و برقراری صلح و امنیت در سال 529 پیش از میلاد چشم از جهان فرو بست و پیکرش در این بنا آرام گرفت. آرامگاه در گذشته میان باغ های سلطنتی قرار داشته که از هر سوی دشت نمایان بوده است. این بنا در عین سادگی بسیار زیبا و چشم گیر است و در زمان حیات کوروش بزرگ به دستور وی ساخته شده است. بنای آرامگاه با تکنیک و مهندسی دقیق اجرا شده به گونه ای که پس از گذشت 25 قرن هنوز استوار و پابرجاست. مساحت آرامگاه 156 متر مربع و ارتفاع آن نزدیک 11 متر است. سنگ هایی که در ساخت بنا به کار رفته از نوع سنگ سفید مرمر نماست که از کوه سیوند در فاصله 30 کیلومتری جنوب غرب پاسارگاد استخراج شده و به این مکان انتقال یافته است. مهندسان و سنگ تراشان هخامنشی با دقت و شیوه ای خاص سنگها را روی هم قرار داده، به گونه ای که از هیچ نوع ملاتی در ساخت آرامگاه استفاده نشده و تنها از بستهای فلزی(آهن و سرب) جهت وصل کردن بلوکهای سنگی به یکدیگر استفاده شده است. آرامگاه در هفت طبقه اجرا شده که برگرفته از عدد مقدس هفت در میان ایرانیان است. ساختار کلی آرامگاه از دو قسمت تشکیل شده، قسمت نخست به صورت سکویی شش پله ای پایه و اساس بنا است که ریشه در بناهای آئینی همانند معبد ایلامی چغازنبیل دارد. قسمت دوم که به صورت اتاقکی با سقف شیب دار روی قسمت نخست اجرا شده، یادآور سنتهای معماری مهاجران آریایی است. ابعاد اتاقک آرامگاه 17/3 متر در 11/2 متر به ارتفاع 10/2 است. این اتاقک در واقع محل نگهداری کالبد کوروش بوده که پس از مرگ، پیکرش را دورن تابوتی زرین قرار داده، به همراه وسایل شخصی از جمله ردا و جنگ افزارش در اتاقک آرامگاه قرار داده اند. زیر سقف شیبدار آرامگاه دو حفره بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن وزن سنگ ها و کم کردن بار وارده به اتاقک ایجاد شده است. برخی به اشتباه این حفره ها را جای نگهداری کالبد کوروش و همسر او دانسته اند.بنا به گفته مورخانی که پس از سقوط امپراتوری هخامنشی به دست اسکندر مقدونی همراه وی به پاسارگاد آمدند بر دیواره آرامگاه نوشته ای وجود داشته به این مضمون ای رهگذر، تو می آیی، دانسته ام که می آیی. در اینجا من خفته ام، کوروش، کسی که امپراتوری پارس را برای مردمانش بنا نهاد و اکنون به اندکی از خاک این سرزمین بسنده کرده. بر من و بر خاکی که جسدم را در بر گرفته رشک مبر و بر ویران کردنش دل خوش مدار، اگر پیرو اهورمزدا خدای یکتا هستیاین متن اکنون وجود ندارد و به احتمال زیاد روی یک پلاک سنگی نوشته شده و بر دیواره آرامگاه نصب گردیده که در گذشته های بسیار دور از محل خود برداشته شده است. آرامگاه کوروش در همه دوره ها مقدس و محترم بوده است. پادشاهان هخامنشی مراسم تاجگذاری خود را در این مکان انجام می داده اند. این تقدس پس از دوره هخامنشی و با از یاد بردن نام و جایگاه پاسارگاد کم رنگ شد تا اینکه در دوره اسلامی به گونه ای دیگر احترام و تقدس خود را باز یافت. در دوره اسلامی به دلیل اینکه اسناد و مدارکی از هویت اصلی آرامگاه وجود نداشت این بنا را به آرامگاه مادر سلیمان نسبت دادند. مردم بر اساس اعتقادات خود ساختن بناهای بزرگ سنگی همانند آرامگاه کوروش را خارج از قوه بشری می دانسته و ساخت آنها را به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته است، نسبت می داده اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می شمردند و آنرا به مادر او نسبت داده و مشهد مادرسلیمان می خواندند.در دوران اتابکان فارس که پاسارگاد و تخت جمشید اهمیتی دوباره یافت و حتی پارس و ایران هم ملک سلیمان خوانده شد، با استفاده از ستون ها و سنگ های کاخ ها، مسجد جامعی پیرامون آرامگاه ساخته و محرابی نیز بر دیواره جنوبی اتاق آرامگاه حجاری شد. در سال 1350 خورشیدی، پس از مطالعه و بررسی، سنگ ها به جای اصلی خود منتقل شدند.از سال 1820 میلادی با کشف و خوانده شدن خطوط میخی و مطالعه اسناد و مدارک، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش مشخص گردید. این بنا به همراه دیگر بناهای مجموعه پاسارگاد در تیرماه 1383 در فهرست میراث جهانی جای گرفت.بناهای مشابهبه نظر می آید که بنایی شبیه آرامگاه کوروش چه در ایران و چه در خارج پیش از ساختش وجود نداشته است، اگرچه بعدها بناهایی شبیه آن ساخته شده است. گور دختر واقع در بخش مرکزی شهرستان دشتستان در استان بوشهر یکی از آثار تاریخی دوره هخامنشی در ایران است که بسیار شبیه به آرامگاه کوروش بزرگ است. شادروان شاپور شهبازی معتقد بود که این گور به کوروش کوچک تعلق دارد. همچنین آرامگاهی با شباهت بی نظیر به آرامگاه کوروش بزرگ در سارد وجود دارد که احتمالاً در دورانی که لیدی یکی از ساتراپ های شاهنشاهی هخامنشی بود، به تقلید از آرامگاه کوروش بزرگ برای یکی از بزرگان پارسی یا لیدیایی ساخته شده است. این بنا در نزدیکی منطقه فوچا در ازمیر ترکیه قرارگرفته است و در بین افراد محلی به برج سنگی (به ترکی استانبولیTaşKule) معروف است. این بنا همانند آرامگاه کوروش بزرگ به شکل هرم است و برای ساخت آن از سنگ آهک استفاده شده است. بنایی دیگری که شباهت زیادی به آرامگاه کوروش بزرگ دارد و در دوران هخامنشیان به صورت ناتمام ساخته شده است، به تخت گوهر یا تخت رستم معروف است و در شهرستان مرودشت استان فارس، در نزدیکی بناهای نقش رستم و نقش رجب واقع است. کاروانسرای مظفریکاروانسرای مظفری شامل حیاطی به وسعت 40/16 در 50/18 متر است که به صورت نامنظم از سنگهای سفید آورده شده از کاخهای کوروش ساخته شده و نیز ایوانی به پهنای 30/3 متر با جرزهای سنگی نامنظم و چهارگوش با اطاقهای کوچک و بزرگ در پشت آن. در بنا به سمت مشرق بوده و در سه جانب نیز سکویی به ارتفاع 80 سانتیمتر ساخته شده است.سنگهای بنا را با ملات گچ به هم وصل کرده و در بعضی جاها حتی ملات هم بکار نبردهاند. این بنا در دوره آل مظفر ( 743 تا 795 ه.ش ) به دستور شاه شجاع مظفری ( 759 تا 766 ه.ش ) ملقب به ابوالفوارس در 100 متری شمال آرامگاه کوروش ساخته شده است. در مورد کاربرد این بنا، برخی محققان، این بنا را مدرسه و برخی آن را کاروانسرا میدانند. اما مستوفی یزدی که در قرن یازدهم کتاب مختصر مفید را تألیف کرده، صریحاً آن را کاروانسرا معرفی میکند.این بنا در دوره پهلوی توسط مرحوم علی سامی که پژوهشگر و مدتی مسئول مجموعه پاسارگاد بوده نوسازی شده و به عنوان دفتر مطالعاتی مجموعه مورد استفاده قرار گرفته است.
کاخ اختصاصی یکی دیگر از بناهای شکوهمند مجموعه پاسارگاد کاخ اختصاصی است که در 1300 متری شمال شرق آرامگاه کوروش واقع شده است. وسعت این کاخ 3192 متر مربع است که از یک تالار مرکزی و دو ایوان شرقی و غربی تشکیل شده است. در گوشه های شمالی و جنوبی ایوان غربی کاخ دو اتاق وجود داشته که آثار کمی از آنها باقی مانده است. با توجه به پلان و ساختار معماری بنا، کاربری این کاخ به عنوان اقامتگاه و منزل مسکونی کوروش بزرگ بوده است. این کاخ دارای دو درگاه اصلی است که در ایوانهای شرقی و غربی باز می شده و همچنین دو درگاه فرعی که در قسمت جنوب و شمال تالار تعبیه شده اند. نقوش برجسته درگاه ها تصویری از شاه را به همراه چتر دار یا مستخدم نشان می دهد که پیکر شاه بزرگتر نشان داده شده است. لباس شاه از نوع ردای بلند چیندار هخامنشی است که دارای دکمه های طلایی بوده است. در گذشته های دور این دکمه ها از جای خود بیرون آورده شده اند. نزدیک درگاه شرقی و بر دیواره ایوان رو به پردیس سکویی سنگی وجود دارد که احتمالا جایگاه شاه در هنگام تماشا و استفاده از باغ روبروی ایوان بوده است. سنگهای به کار رفته در ساخت این کاخ از سه گونه سنگ سفید مرمرنما، سنگ آهکی سیاه و سنگ ماسه ای کبود رنگ است. عناصر معماری و تزیینی بنا ساده ولی چشمگیر و آرام است. از ترکیب سنگهای سفید و سیاه در قسمت پایه ستونها و کف ایوانها یک نوآوری و سبک ویژه معماری به وجود آمده است. شالی ستونها دارای تزیینات قاشقی است که به صورت افقی روی آنها اجرا شده است. قسمتهایی از سنگفرش کف کاخ در همان دوره هخامنشی مرمت شده که به صورت وصلههایی در اندازههای گوناگون به چشم میخورد. گوشه جنوبی کاخ جرزی سنگی وجود دارد که دیوارهای آجری و خشتی بنا درون حفره آن چفت می شده و موجب استحکام بیشتر بنا می شده است. بر بلندای جرز و قسمت رو به شمال آن سنگ نبشته ای به خط میخی و با سه زبان فارسی باستان، ایلامی و بابلی وجود دارد که در اینجا شاه خود را معرفی می کند:ادم کوروش خشایثی یه هخامنشی یهمن کوروش شاه هخامنشی اممجموعه باغ شاهی باغ شاهي پاسارگاد جلوهگاه يکي از قديميترين باغهاي ايراني است. این باغ که با نام پردیس کوروش معروف است به عنوان مادر باغسازی ایرانی به شمار میآید. باغ پر از درختان گوناگون، گلهای رنگارنگ و پرندگان بوده که کوروش آن را با سلیقه و نظر خود به صورت پردیسی بیهمتا درآورده بود. این باغ با سیستم گردش آب در جویهای سنگی که به آبنما معروف است آبیاری می-شده است. آبنماها جدای از آبياري پردیس، جنبه تزئيني و زيبايي بخشي باغ را نيز به خوبي انجام ميداده است. دو سوی باغ دو کوشک طراحی و اجرا شده که از آنها جهت استراحت و تماشای فضای دلانگیز باغ استفاده میشده است. همه کاخها درون پردیس قرار داشتهاند، به گونهای که هر کاخ دارای فضایی سرسبز و آرام بخش پیرامون خود بوده است. باغ شاهي آب مورد نياز خود را از طريق انشعابهايي که از رودخانه پلوار جدا ميشده تأمين ميکرده است. آبنماها از دو قسمت تشکيل شده است: 1. جويهاي عبور آب 2. حوضچه ها در هر 5/9 تا 5/13 متر از مسیر جوي يک حوضچه وجود دارد، که حوضچهها در ابتدا عمل تقسيم آب و آرام کردن سرعت آب در مسير جويها را انجام ميداده و دیگر اینکه موجب ته نشین شدن گل و لای موجود در آب میشده است. ابعاد دهانه داخلي اين حوضچه ها 87 در 87 سانتيمتر و عمق آنها حدود 52 سانتيمتر است. عمق و دهانه جويهاي سنگي حدود 25 سانمتيمتر و لبه حوضچه ها و جويها حدود 15 تا 16 سانتيمتر است. نزدیک به 1100 متر از آبنماهای باغ کاوش شده و از زیر خاک بیرون آورده شدهاند. کاخ بارعام Sکاخ بارعام یا کاخ پذیرایی کوروش. وسعت این کاخ 2472 متر مربع است که در محور شمال غربی ـ جنوب شرقی ساخته شده است. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی با هشت ستون است که وسعت آن 705 متر مربع است. چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستونهایی کوچکتر و دو اتاق، دیگر قسمتهای اصلی بنا را تشکیل میدهد. ارتفاع تالار کاخ به گونه ای بوده که چند متر از سقف ایوان های اطراف بالاتر بوده است. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون آن پابرجاست که ارتفاع کنونی این ستون به 10/13 متر می رسد. زیر ستون ها و سر ستون های تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستون ها از سنگ سفید ساخته شده است. دیگر ستون های تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی بازگردانده شده است. تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان کاخ ارتباط دارد. درگاه ها و ستون های ایوان ها از سنگ سیاه بوده است. درگاه شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب به ایوان 16 ستونی شمال غربی ارتباط دارد و درگاه شمال شرقی نیز به بزرگترین ایوان کاخ، که 48 ستون داشته ارتباط دارد. درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان 16 ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی 28 ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درگاه ها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفته است، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود داده اند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشته است.در این کاخ قسمتهایی از سه جرز سنگی باقی مانده که بر بلندای جرز جنوبی یکی از کهن ترین سنگ نبشته های میخی بر آن حک شده است. این سنگ نبشته به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و متن آن چنین است: ادم کوروش خشایثی یه هخامنشی یهمن کوروش شاه هخامنشی ام کاخ بار عام کوروش مکانی است که در آن شاه از میهمامان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی میکرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو میکرده اند. تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشه های والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسانها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.
کاخ دروازه: کاخ دروازه با وسعت 726 متر مربع در شرق مجموعه پاسارگاد واقع است. این بنا دارای تالاری به وسعت 686 متر مربع است که سقف آن را هشت ستون سنگی با ارتفاع تقریبی 16 متر نگاه می داشته اند. زیر ستون ها با ابعاد 2*2 متر و به شکل مکعب دو پله ای از سنگ سیاه ساخته شده اند که اکنون در پوششی از کاهگل حفاظت می شوند. وجود این زیر ستون های بزرگ نشان دهنده عظمت ستون های کاخ است که متاسفانه هیچ اثری از آنها بدست نیامده است. این تالار، دارای دو درگاه اصلی در سمت شمال غربی و جنوب شرقی و دو درگاه فرعی در سمت شمال شرقی و جنوب غربی بوده است. پیرامون کاخ، دیواری بلندی از کاهگل وجود داشته است و دو اتاق نیز در نزدیکی درگاه های شمال شرقی و جنوب غربی برای نگهبانان پیش بینی شده است. ارتفاع درگاه ها 9 متر بوده است و هم اکنون تنها یکی از جرزهای درگاه شمالی برجا مانده است. بر این جرز، نقش انسانی را با چهار بال در حال نیایش حجاری کرده اند. این نقش تنها سنگنگاره تقریبا سالم موجود در بناهای پاسارگاد است. این کاخ، دروازه ورودی به مجموعه پاسارگاد بوده که همانندی زیادی با کاخ دروازه ملت ها در تخت جمشید دارد. سنگنگاره انسان بالدار: سنگنگاره انسان بالدار سالمترین و زیباترین نقش ایجاد شده در بناهای پاسارگاد است که دارای مفاهیم عمیق اندیشه والای انسانی کوروش بزرگ است. سنگ نگاره مردی را نشان میدهد با ریش انبوه کوتاه، ردای بلند و تاجی بر سر در حالی که چهار بال او را در بر گرفتهاند رو به سوی مرکز کاخ دارد. عناصر تزئینی و هنری سنگ نگاره بسیار زیبا، چشمگیر و معنادار است. بر بلندای نقش تاجی زیبا است که روی شاخهای بلند و تابدار یک قوچ حبشی قرار گرفته است، در حالی که دو مار کبرای پشت به هم کرده که هر یک گویی را به نماد خورشید بر سر دارند تاج را در میان گرفتهاند. سه دسته گل نی بخش اصلی تاج را که هر یک گوی خورشید را بر فراز دارند و با پر شترمرغ احاطه شدهاند تشکیل دادهاند. انتهای این سه دسته گل را سه گوی بزرگ خورشید پوشانده است. بالها با ظرافت و زیبایی دو سوی مرد را در بر گرفته در حالی که دو بال به سوی آسمان و دو بال به سمت زمین گسترده شده است. اندام این مرد با ردایی بلند و حاشیه دار پوشانده شده که مزین به گلهای روزت است. دستها یکی به سوی جلو و دیگری در امتداد بال به سوی بالا قرار گرفتهاند در حالی که پاها عریان هستند. در ایجاد این نقش از هنر و فرهنگهای ملل مختلف آن روز الهام گرفته شده است. از جمله تاج که پیشینهای مصری دارد، لباس بلند مرد که ایلامی است و بالها که ریشه در هنر آشور دارد. به کارگیری هنر ملل مختلف در این سنگنگاره برگرفته از اندیشه های والای انسانی کوروش است. در واقع هر قسمت نقش بیان کننده حضور نمایندهای از ملتهای گوناگون است. کوروش با ایجاد این سنگ نگاره یک نوع اتحاد و همدلی را میان مردمان سرزمینهای مختلف با اندیشه برابری انسانها با هر رنگ، نژاد و زبانی را به وجود آورد. بالای نقش برجسته تا سال 1243 خورشیدی، مزین به سنگ نبشتهای میخی سه زبانه بوده با مضمون من کوروش شاه هخامنشی ام. ولی پیش از سال 1256 خورشیدی این سنگ نبشته را از بالای نقش برداشتهاند.نقش انسان بالدار را یک مفسر هندی به نام مولانا ابوالکلام آزاد و علامه طباطبایی با شخصیت ذوالقرنین ( صاحب دو شاخ) که در قرآن مجید از او به عنوان شاهی جهانگیر و دادگر و نظرکرده یاد شده یکی دانسته و بیان میکنند که ذوالقرنین یاد شده در قرآن همان کوروش بزرگ است. برج سنگي يکي از بناهای بسيار زيبای مجموعه پاسارگاد برج سنگی است که ساخت آن مربوط به آغاز دوره هخامنشيان است. بنایي چهار گوش برج مانند که اکنون تنها يک ديواره از آن باقي مانده است. ارتفاع برج نزديک به 14 متر و قاعده آن 23/7 * 27/7 متر است که بر سکويي سه پله اي قرار گرفته است. ورودي بنا به سوی شمال غربي تعبيه شده و نزديک به 50/7 متر از سطح زمين ارتفاع دارد که با يک پلکان 29 پلهاي به اتاق بالاي برج دسترسی داشتهاند. این بنا از نگاه معماری و هنری یکی از شاهکارهای مهندسان و هنرمندان هخامنشی به شمار میآید. بلوکهای سنگی به گونهای روی هم قرار گرفتهاند که در برخی از رجها به سختی میتوان دو بلوک را از هم تشخیص داد. سنگهای به کار رفته در ساخت بنا از گونه سنگهای سفید مرمر نما است که از معدن کوه سیوند آورده شدهاند. مقداری هم سنگ سیاه آهکی در پنجره های کور استفاده شده است. نمای دیواره دارای تعداد زیادی تو رفتگی مستطیل شکل است که احتمالا جهت زیباسازی یا در ارتباط با کارکرد بنا بوده است. 10 عدد گودي پنجره مانند که (پنجره کور) ناميده مي شده) در دیوارهای آن در آورده اند و اين پنجره ها را با سنگ هاي سياه قاب گرفته اند.در مورد کاربری بنا نظرهای گوناگونی مطرح است. گروهي آن را مقبره کمبوجيه پسر و جانشين کوروش مي دانند و بعضي هم آن را آتشکده يا نيايشگاه بشمار مي آورند و برخي نیز آن را (گنج خانه کوروش) خوانده اند که در آن اسناد و مدارک مهم دولت هخامنشی بایگانی میشده است. به احتمال زیاد این بنا با توجه نقشه و معماری آن کارکردی آیینی داشته است. نمونه ای از این بنا در نقش رستم با نام کعبه زرتشت وجود دارد که از روی این بنا الگوبرداری شده است. این بنا در دوره اسلامی به نام زندان سلیمان معروف بوده است.استحکامات دفاعی تل تخت تل تخت در فاصله 2300 متری شمال شرق آرامگاه کوروش بر بلندای تپهای طبیعی ساخته شده و نزدیک به دو هکتار وسعت د ارد. ارتفاع تختگاه از کف دشت50 متر است که پس از صاف کردن قسمتی از تپه تختگاه را به صورت مصنوعی روی آن ایجاد کردهاند. جهت ساخت تختگاه از سنگهای زیادی استفاده شده که شامل دو گونه سنگ سفید مرمر نما و سنگ ماسهای کبود رنگ است. دیواره بیرونی تختگاه از بیست ردیف سنگ آهکی بزرگ مرمر نما بنا شده و نمای تل تخت را تشکیل میدهد. بلوکهای این دیواره با استفاده از بستهای فلزی(آهن و سرب) به یکدیگر متصل شده که این بستها در گذشته از جای خود در آورده شده و تنها جای آنها اکنون به شکل سوراخهایی در بدنه صفه هویدا است. برای استقامت بیشتر دیواره سنگی، ردیفهای پایین بلوکها را جلوتر و به صورت پنجه بنا ساخته اند. سنگهای دیواره بیرونی به شیوهای زیبا تراش خورده به گونه ای که پیرامون آنها قاب بندی شده و میان آنها برآمده است. این شکل تراش، نمایی بسیار زیبا به وجود آورده است که به آن اصطلاحاً باد بر میگویند. تعدادی نشانه و علامت روی این بلوکها وجود دارد که مربوط به معماران و سنگتراشان دوره هخامنشی است. دیواره درونی که پشت دیواره بیرونی قرار دارد از لاشه سنگهای مسی و کبود رنگی تشکیل شده است که بدون ملات و به گونه ای ماهرانه در هم قفل شدهاند تا دیواره بیرونی و کف سازی بنا را حفاظت کنند.هسته بنا که سطح درونی تپه و قسمت مرکزی آن را تشکیل میدهد، جای ساختمانهای روی تختگاه بوده و همه از خشت و لاشه سنگ ساخته شده است. برای ورود به صفه سنگی، دو راه پله در بخش شمال شرقی تعبیه کرده بودند که بخشهایی از آنها بر جا مانده است ولی معلوم میشود که پس از کوروش یکی از آنها را بستهاند و پلکانی بزرگتر در شرق پلکان نخست تعبیه کردهاند. با توجه به وضعیت بنا و موقعیت آن، احتمالاً نخستین جایی است که در مجموعه پاسارگاد ساخته شده و به صورت قلعه-ای است که از بالای تپه بر همه دشت مشرف بوده است. این تختگاه را احتمالا کوروش جهت ساختن کاخهایی روی آن ساخته است. با توجه به کاوشهای باستان شناسی، تختگاه دارای قسمتهای مختلف بوده است. پیرامون آن را برج و باروی خشتی فرا گرفته که آثاری از آنها هنوز وجود دارد. اتاقهایی برای اقامت سربازان و نگهبانان، آب انبار، حمام و سیستم جمع آوری آب باران و فاضلاب قسمتهایی از ساختار تختگاه را تشکیل داده است. تل تخت آثار چهار دوره را در خود جای داده است. آثار دوره نخست مربوط به دوره پادشاهی کوروش و ساخت دیواره های صفه و پلکان ورودی است.آثار دوره دوم مربوط به سالهای 500 تا 280 پیش از میلاد یعنی از زمان سلطنت داریوش هخامنشی تا آخر سلطنت سلوکوس اول است. در دوره داریوش، دژی محکم با دیوارهای آجری و خشتی روی محوطه بنا شده و تغییراتی در مجموعه بالای صفه به وجود آوردهاند. مثلاً دیوار بلندی از خشت با 15 برج در اطراف صفه ساختهاند. آثار دوره سوم بین سالهای 280 تا 180 پیش از میلاد یعنی از زمان سلطنت آنتیوخوس اول تا زمان سلطنت آنتیوخوس چهارم ایجاد شده و دوباره تغییراتی در اتاقها و راهروها داده شده است. به احتمال زیاد پاسارگاد در این دوره، در دست پادشاهان محلی فارس به نام فرترکه بوده است. پس از یک دوره بلند مدت فراموشی، آثار دوره چهارم مشاهده میشود که مربوط به سدههای آغازین اسلامی است و نشان میدهد که دوباره این بخش مورود استفاده قرار گرفته و پس از آن مجدداً متروک گردیده است. این بنا در دوره اسلامی به تخت سلیمان معروف بوده است. محوطه مقدسدر فاصله حدود 1200 متری شمال غرب مجموعه پاسارگاد و پشت تپه ماهوری های سنگی مشرف به دشت، محوطه ای باستانی وجود دارد که شامل دو سکوی سنگی سفید رنگ و یک تپه مستطیل شکل پله ای است که معروف به محوطه مقدس است. در این محوطه با استفاده از سنگ های سفید دو سکوی نزدیک به هم ایجاد شده که یکی دارای پله و دیگری بدون پله است. قاعده سکوی جنوبی 43/2 متر و بلندی آن 16/2 متر است. این سکو دارای 8 پله با خیز 27 سانتی متر یعنی برابر با ارتفاع پله های دیگر بناهای پاسارگاد است. قاعده سکوی شمالی 80/2 متر و بلندی آن10/2 متر است. مطالعه و بررسی سکوها نشان می دهد که آنها در دوره کوروش و به عنوان آتشدان جهت اجرای مراسم آیینی ساخته شده اند. درون آتشدان ها جهت سبک کردن وزن، خالی شده و روی شالوده ای به عمق حدود یک متر قرار داده شده که پیرامون آنها را نواری از سنگ سیاه دربر گرفته است. در فاصله 120 متری غرب آتشدان ها روی صخره های طبیعی موجود در محوطه ساختاری خشتی و سنگی ایجاد شده که اکنون به صورت یک تپه درآمده است. طول تپه حدود 85/74 متر، عرض آن حدود 50 متر و ارتفاعی نزدیک به 40/5 متر دارد. این ساختار دارای پنج طبقه بوده که طبقه های یکم تا چهارم از سنگ لاشه و طبقه پنجم از خشت ساخته شده است. در نمای شمالی ساختار، یک پله جهت دسترسی به طبقات بالاتر با استفاده از سنگ لاشه ایجاد شده که 20/2 متر ارتفاع و 50/1 متر عرض دارد. با توجه به بررسی ها و مطالعات انجام شده می توان نتیجه گرفت که این ساختار در ارتباط با آتشدانهای سنگی و جهت اجرای مراسم قربانی یا تشریفات مذهبی ساخته شده است. تنگ بلاغیحد فاصل دشت پاسارگاد و دشت سعادتشهر، دره ای سرسبز و زيبا وجود دارد که بنام تنگ بلاغی معروف است. اين دره زيبا دارای يک رودخانه دائمی است که از روستای قصر يعقوب در شهرستان خرمبيد سرچشمه گرفته و پس از گذر پاسارگاد، تنگ بلاغی، دشت سعادتشهر و جلگه مرودشت به رودخانه کر می پيوندد.وجود رودخانه باعث شده است که اين دره زيبا از قديم ايام مورد توجه انسان ها قرار گيرد. بر اساس اولين مطالعات باستان شناسي صورت گرفته در اين تنگه آثار متعددی از دوره پارينه سنگی ميانی تا دوره اسلامی شناسايي شد.قديمی ترين اثر باستانی تنگ بلاغی مربوط به دوره ميانی پارينه سنگی با قدمت 250 هزار تا 100هزار سال قبل می باشد که به صورت تک يافته و محوطه باز (open site) در حاشيه رودخانه شناسايي شد. دومين دوره مربوط به دوره پارينه سنگی جديد و فرا پارينه سنگی می باشد که در اين راستا بيش از 40 غار و پناهگاه در کل تنگ بلاغی شناسايي شد، که دارای دست افزارهای شاخص اين دوره می باشد (از اين دوره به بعد شاهد تسلسل دوره های پيش از تاريخی و تاريخی در تنگ بلاغی می باشيم). پس از اين دوره انسانها آرام آرام غارها را ترک کرده و وارد اولين روستاهای پيش از تاريخ منطقه شده اند (دارای فرهنگ های مشکی و جری مربوط به هزاره ششم و پنجم ق. م {نام اين دو فرهنگ از نام تپه های مشکی و جری در دشت مرودشت گرفته شده است}) در همين راستا دو محوطه تپه رحمت آباد و محوطه پوزه سرخ (نام محل)يا محوطه 73مورد شناسايي قرار گرفت که دارای سفالهای شاخص اين دوره می باشند. چند محوطه ديگر از دوره های پيش از تاريخ شامل (فرهنگهای باکون a,b و لپويي مربوط به هزاره چهارم و سوم ق.م ) شناسايي و مورد کاوش قرارگرفت. پس از دوره پيش از تاريخی آثار خاصی به مدت هزار و پانصد تا دو هزار سال (دوره فترت) تا دوره هخامنشي شناسايي نشد. از دوره هخامنشي آثار متعددی همچون کنده کاريهای موسوم به دختر بر(در سمت شرق و غرب رودخانه)، چندين محوطه (شامل کاخ و قلعه و روستا) شناسايي شدند که دارای اهميت بسيار زيادی در روشن شدن وضعيت زندگی مردم در دوره هخامنشي در تنگ بلاغی می باشد. از دوره فرا هخامنشي و اشکانی، چندين نوع تدفين شامل قبور توده سنگی (خرفخانه)، قبور خرسنگی (با توجه به استفاده از سنگ های بزرگ در ساخت اين قبور، با اين نام معرفی شدند) قبور درون غارهای کوچک و بزرگ و قبور درون شکاف های طبيعی کوه شناسايي شد. علاوه بر اين يک مرز سنگچين بزرگ در تنگ بلاغی و کوه های مجاور آن و دشت پاسارگاد شناسايي شدکه با توجه به قرار داشن گورهای توده سنگی در داخل و يا کنار آن، احتمالاً مربوط به دوره اشکانی می باشد. پس از دوره اشکانی، دوره ساسانی در تنگ بلاغی دارای آثار ارزشمندی می باشد که توسط هيات مشترک ايران ـ لهستان مورد کاوش باستان شناسي قرار گرفت. در اين راستا يک محوطه استحصال شيره انگور و يک کارگاه ذوب فلز شناسايي شد که دارای سفال شاخص اصطخر (اواخر ساسانی ـ اوايل اسلام) با نقش استامپی شناسايي شد. آثار دوره اسلامی تنگ بلاغی شامل گورستان شهدای مار (محوطه 85) دارای سنگ قبرهای ساده ای بر روی سنگ های طبيعی با خطوط نسخ و ثلث می باشد که مربوط به دوره صفويه به بعد است. علاوه بر اين يک کوره ذوب فلز از اين دوره و تعداد زيادی کومه کره های عشايري(آغل موقّت) شناسايي شد. تيمهای باستان شناسي از ايران به همراه تيم هایی از کشورهای مختلفی نظير ايتاليا، آلمان، لهستان، ژاپن، فرانسه و امريکا به صورت مشترک تعدادی از محو?